۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه

ملت قهرمان سوریه،  فردا دیر است.
با درود وتبریک به داشتن چنین فرزندان غیور واز جان گذشته وپیروزیهای بدست آمده؛ملت شریف سوریه :
امروز باید به  بهر شکل ممکن به کمک  ارتش آزاد سوریه ومردم حلب که بطور نابرابر با ارتش جنایتکار اسد در نبرد تن به تن هستند  بشتابید.
باید هر شهر بلاخص مردم پاک وشریف دمشق بخشی از ارتش مهاجم را مشغول به خود کنند،  تا فرزندان قهرمان شما بتوانند ارتش ضد مردمی اسد را در حلب زمین گیر کنند.
خون بناحق ریخته شده فرزندان شما فقط اینچنین به بار می نشیند.لحظه ها را از دست ندهید که این لحظه ها زمان تعیین سرنوشت شماست .

۱۳۹۱ مرداد ۴, چهارشنبه

اصلاح طلبان ؛ امکان مشارکت شما در قدرت حاکم بر کشور دیگروجود ندارد!



 قدرت سیاسی دارای شخصیت واراده وهویت مجزا از اشخاص واراده های تشکیل دهنده آن است ؛ بنابراین نمی توان اراده این شخصیت حقوقی را منتج یکی از اراده های افراد حاکم دانست ، اگرچه آن فرد در راس هرم قدرت قرار داشته باشد.پس هرگونه فعل وانفعال را باید نتیجه تمامی اراده های حاکم بدانیم ، که مثال واضح آن وجود احمدی نژاد وبرادران لاریجانی وطائب واحمد خاتمی وجنتی ونقدی و...می باشند که همه با هم یکدست ویک صدا نیستند؛!

پس بهتر است ،جهت آگاهی بیشتر از نظام سیاسی حاکم بر کشورمان ،و فهم صحیح تراز قدرت سیاسی نا شی از ان،با توجه به حافظه تاریخی و واقعیات وعملکرد وقوانین مصوب جمهوری اسلامی ،بررسی عمیق وعلمی  نسبت به نظام سیاسی حاکم وپروسه شکل گیری قدرت در آن داشته باشیم .

با توجه به اختیارات تفویض شده در قانون اساسی و به تبع آن سایر قوانین مصوب ،نظام ولایت فقیه،بشرحی که درزیر خواهد آمد ، یک نظام تمامیت خواه (توتالیتر)می باشد،که هم تائید ظاهری توده های مردم را دارد؛(که این تائید در سالهای 88و89اساسا آسیب دیده ونیاز به ترمیم دارد) وهم از دین مجوز وتائید می گیرد!

و همانطور که واقفیم  قوه قضائیه ونیروهای نظامی وانتظامی وامنیتی وحوزه های دینی و وسائل ارتبا ط جمعی و.. را در انقیادخود گرفته است.

در راس این سیستم بسته ، ولی فقیه (رهبر )قرار دارد؛واصالتش را ازاین مجمو عه می گیرد،پس سرنوشت ولی فقیه واین نظام کاملا بهم بسته شده ،ونفی هرکدام، نیست دیگری را بهمراه دارد.

پا یه های اصلی این نظام ، نیروی های امنیتی نظامی هستند ،که در راس آن ولی فقیه قرار دارد؛ واین نیرو ها هم اقتصا د جامعه را در اختیار دارند، و هم بطور کامل قوه قضایه را وهم وسائل ارتباط جمعی را، و هم مبلغان دینی و روحانیت سخنگو را که وظیفه آنها تخدیر مردم در جهت پذیرش این قدرت حاکم است؛وهم بستر هائی راکه نهاد های دینی معمولا برای حاکمان جبار در جامعه پهن نمو ده اند.

آرمانها وآرزوها این نظام که بظاهر همانا سیاهترین ومخوف ترین دورانهای تاریخ ایران وسایر کشورهای جهان می باشد؛ودر باطن چپاول سرمایه های ملی است؛ و دست آورد آن این شده که بعد از 33سال برای ملت مااین رنج ومحنتی است که ببار آورده، و رعب ووحشتی است که برای مردم منطقه وجهان، که با زتاب آن نزدجهانیان هم ،مجمو عه قطعنامه هائی است؛که علیه کشورمان به تصویب رسیده و شاهد هستیم.

با توجه به مراتب فوق واینکه این نظام هیچ گونه سازگاری وانطباقی با منافع ملی ندارد، ونیز چون بر خواسته از اراده های مردم نمی با شد پس تضاد منافع با مردم دارد ودر این جهت نیاز به سرکوب ونفی اراده مردم را لازم دارد.که علاوه بر استفاده از نیروهای نظامی وانتظامی وامنیتی برای سرکوب مردم ؛ راهی را یافته که تمام نظام های تو تالیتر بکار بسته اند،استفاده از مزدورانی باسم لباس شخصی ،که مزد آنها هم از جیب همین مردم پرداخت می شود.

اندکی تعمق بر تاریخچه این نظام متوجه می شویم که ترمیم آن نه در جهت مردم ویااصلاح طلبان؛ بلکه روحیه بیشتر نظامیگر ی در آن است.وبه عبارتی قدرت بیشتردر دست نظامیان قرار میگیرد. ؛چون این رژیم تنها یک راه دارد وآن هم سرکوب است ؛ بنا براین دل بستن به تغییر مدیریت سیاسی  این نظام تنها فریب دادن خود است وزمان خریدن برای دوام کل این نظام جهنمی .

نتیجه کوتاهی که می گیریم ؛این است که وضعیت تعادل در درون این سیستم ، بنحوی قرار می گیرد که که تمام نیروهای سابق خود را که زمانی درون آن بوده اند را بخود خائن می بیند ؛وامکان جذب آنها در درون سیستم وجو ندارد ؛چون تجربه ای در این باره ما نداریم ؛تنها مگر از آنها جهت ابزار حفظ خود استفاده نماید ،که موجب هتک حرمت آنها هم برای همیشه خواهد شد.

وبطور نمونه شخص احمدی نژاد است که زمانی خوب بود وبعد از دو سال منحرف ویا سرنوشت آقایان بازرگان وبنی صدر ویزدی وقطب زاده وموسوی وکروبی و....

بنا براین ، این رژیم تنها در مقابل اراده های مردم است که از هم پاشیده خواهد شد؛ وهیچ راهی جز این برای اصلاح وضع موجود،متصور نیست ، چون خامنه ای همان طائب ونقدی واحمد خاتمی واحمدی نژاد است.ونیز همان کاخ نشینان  ایرانی در تورنتو وکالیفرنیا ووین  ونکورو.... است، جدائی اینها از هم کاری ساده انگاری است ،همان تذکراتی بود که به توده ای ها در ابتدای انقلاب داده می شد و توجه نمی کردند،دل بستن به شعار های ضد غربی نه در جهت منافع مردم ،بلکه تضاد با انسان محوری آنهاست.

بامید پیروزی ملت ایران وبر قراری حاکمیت مردم وآزادی احزاب واستفاده برابر مردم از امکانات زندگی

۱۳۹۱ مرداد ۱, یکشنبه

سوریانی ها (ملت عزیز سوریه)یاران همیشگی ملت ایران!
با سلام وتبریک به پیروزیهای بدست آمده
آنچه هست اراده وقدرت شماست، برای تغییر ومردمی کردن نظام حاکم بر کشورتان؛  ورهائی از سلطه نظام مستبد حاکم موروثی بعث است.نظامی که فقط به حفظ خود می اندیشد ولاغیر
به القائات  نظام ولایت فقیه وعواملش در منطقه گوش فرا مدهید؛ امروز دشمن شما همان نظام حاکم بشار اسد است،  بهیچ عنوان جنگ فرقه ای وجود ندارد، شیعه ها وسنی ها وعلویها همه یار ودوست وهمراه وهم مقصد هستند.
القاعده لشگر ندارد که بخواهد، چند هزار نفر آن یکجا برای سرکوبی شیعیان ویا رعب ووحشت حامیان بشار اسد به زینبیه هجوم آورند آنچه هست ، ترفند های سیاسی جنایتکاران دشمن ملت سوریه است که می خواهند حرکت اصلی وبرنامه شما را به حاشیه به کشانند.
دشمنی اسرائیل تابوی نخ نما شده ای است که زالوهای حاکم در منطقه برای تمکین مردم هرزمان که طعمه خودرانا فرمان  می بینند از ان  استفاده می کنند!.
خاور میانه هم اگر زمانی خاورمیانه بزرگ شود در راستا واحیای قدرت ملتهای منطقه است وپس از آنکه تمامی ملتها به حاکمیت برسند. همه با هم اعم از پارس ها سوریانی ها وعرب ها وبین النهرینی ها وترک ها واسرائیلی ها ومصریها و..در کنار هم آن را تشکیل خواهند داد؛ که بزرگترین قدرت مالی جهان خواهد شد.و آزاد وبطور مساوی همه با هم و در کنار هم خواهند زیست.

۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

به ارتش آزاد سوریه:

با سلام وباآرزوی پیروزی مردم سوریه بر نظام بشاراسد وگاردهای او؛
همه می دانیم شما در این شرایط به آینده سوریه ومردم وسرمایه های کشور می اندیشید وبرعکس، سپاه بشار اسد(دشمنان مردم )فقط به حفظ  خود می اندیشند! واز نابودی هر آنچه در کشورعزیزتان است، وهم کشار مردم ابائی ندارند.!
ممکن است در این شرایط دغدغه هایتان شما را قدری محافظه کار کند،  واین احتیاط لطمه ای جبران ناپذیر به پیروزیتان وارد نماید.
عزیزان؛ از مسلح کردن مردم هراسی به خود راه ندهید ؛ به مردم تا انتهای پیروزی که همانا تحقق دموکراسی وتا حکومت مردم پدید می آید ، اعتماد کنید .
مردم شرایط را درک می کنند، گرما سرما گرسنگی وتشنگی را تحمل خواهند کرد؛  به فکر پیروزی باشید،

۱۳۹۱ تیر ۲۹, پنجشنبه

انسان اصلاح طلب است.


اصلاح مدیریت سیاسی واجتماعی واقتصادی وحقوقی یک جامعه وحتی نهاد خانواده ؛ که در این موضوع اختصارا"اصلاح "نامیده می شود، یک امر حادث و ناگهانی وبدیع نیست، بلکه از ابتدای تاریخ باانسان بوده ونیز با او همیشه خواهد بود. واگر اصلاح نبود انسان برای همیشه،اسیرهمان سیستم های بسته اولیه اقتصادی وسیاسی وحقوقی وفکری خود ،که در ابتدای تاریخ وبطور خود بخودی شکل گرفته بود، باقی می ماند.بنا براین اصلاحات یک حرکت رو به جلودر متن جامعه می باشد که جامعه را ازوضعیت بسته به باز واز حالت انقباضی به انبساطی ، ونیز کاستن وابستگی های طبیعی انسان، وآزادی بیشترش ،مایل می نماید.اصلاحات ،با تغییر هر یک از عوامل پیدایش نظا م های حاکم بر انسان اعم از اقتصادی ،سیاسی،حقوقی ،و فکری بوجود می آ ید.که این عوامل معمولا در ابتدای تاریخ تنها عامل اقتصادی بوده، ویا مها جرتها ئی که خود نیز در پی ایجاد شرایط اقتصادی بهتر صورت می گرفته ،بوده.وبا گذشت زمان .عوامل فکری وعقلی هم در این امر موثر می افتد.اصلاحات در ابتدا بسیار کند ،وبا گذشت زمان بر سرعت آن افزوده می گردد.پس می توانیم نتیجه بگیریم که اصلاحات در ابتدا خود بخودی وجبری بوده، که متناسب با تغییر هر یک از عوامل تولید وزندگی اقتصادی ایجاد می شده است.وبا تکمیل پروسه ذهنی وعقلی در انسان که انسان را قادر به فکر کردن نمود، اراده واختیار انسان نیز در اصلاح مو ثر گردید. اساسا اصلاحات در یک جامعه بصورت یکنواخت وحتمی صورت نمی گیرد ،بلکه هریک ازنظامهای سیاسی وحقوقی وفکری یک جامعه می توانند بطورمو قت مانع ایجاد آن گردند.که جامعه کنونی ما با داشتن نظامهای سیاسی وحقوقی فعلی توانسته است،سد ی در مقابل هر گونه اصلاح در جامعه ایجاد نماید.

واین سد چیزی نیست جز وجود اصولهای جزمی ولا یتغیر ومطلق وتعبدی ،که در طول تاریخ جزو نظامهای اعتقادی قسمتی از مردم گردیده اند، که با استفاده از همین اعتقادات مردم ،بخش اعظم نظام های سیاسی وحقوقی .حاکم بر مردم را در این مقطع از زمان ، شکل ومحتوی گرفته اند.

منشا پپدایش این اصولها از کجا بوده اندوچطور مقبولیت عام یافته اند.؟

انسان زمانی که فهمید مرگ برای خود وافراد قبیله اش حتمی است، ودر آینده با ید تمام علا یق و وابستگی هایش را ترک کند،وهیچ علاجی برای درد و رنج خود وافراد قبیله اش نیست، و جز تحمل آنها چاره ای ندارد!..

ونیزبی پاسخ ماندن اخلاقیات نزد خود و سایر افراد قبیله اش و.......

و .....د یگر ازعوامل تثبیت واستمرار این اصولها، نقش تعادلی بودن آنها ست در زند گی اجتماعی انسان. که با پیوند دادن زندگی این دنیائی مردم با زندگی آن دنیائی که همان زندگی پس از مرگ می باشد، انسان بتواند پاسخی بیاید برسوالهای بی جواب در این دنیا.

وبدین تر تیب فلسفه پیدایش اصول های جزمی وتعبدی ومطلق در نزد انسان مقبولیت یافت وعمومی گر دید.

این اصولها زمانی جزو نظام های اعتقادی در آمدند، که انسان ها در کنار رود خانه های بزرگ اسکان یافتند.وزندگی اقتصادیشان با چرخش منظم طبیعت هماهنگ وثابت ما ند، وتکالیف انسانها براساس همین نظم طبیعت مشخص ومعلوم گردید، وبر این مبنا غالب نظامهای اعتقادی ثابت انسان در این مرحله شکل گرفت، واصولهای مطلق وجزمی ولایتغیر هم موردتائید وتعریف وقبول این نظامهای اعتقادی واقع گردیدند. وبدین ترتیب این اصولها نیز مو جب تحکیم وتثبیت نظامهای اعتقادی جدید واقع شدند.
چرا این اصولها توانسته اند در مراحلی از تاریخ بشر،سدی باشند در مقابل اصلاحات؟
این اصولها چون وعده نابودی هستی را بدین شکل که وجود دارد می دهند، ویک نگاه انقباضی به هستی دارند،"که بر خلاف اصل مسلم انبساطی بودن هستی است". ومعتقد ین به این اصولهای انقباضی که غالب حاکمین بر کشورمان را شامل می گردند،مخالف مشی حاکم بر هستی عمل می نمایند،ومضافا اینکه با هر گونه عمل انبساطی نزد مردم از قبیل موسیقی ،رقص ،آواز وحتی خنده نیز مخاف هستند.
این اصولها سرنوشت هر کس را جبری می دانند ،وانسان خود در سر نوشتش هیچگونه تا ثیری ندارد وباید رضا داشته باشد، به آ نچه پیش میآ ید.
درنزد این نوع اعتقا دات، حق آزادی فکر واندیشه برای انسان وجود ندارد،چون اسا سافکر واندیشه موجب شک وتردید در اصولهای جزمی وتعبدی می گردد.
در نزد این نوع اعتقادات، تعریف انسان به ایمان اوست به این اصول وباورها ونه به فکر واندیشه اش.
اساس این نوع اعتقادات بر بند گی انسان استوار است، "اگر چه این بند گی صرفا در باب معنویت می تواند متعالی با شد ،ودر دنیای خصوصی انسان نوعی عاشقی است." ،ولی در نظام سیاسی مغایر است با کلیه حقوق طبیعی انسان، ومخصو صا قوانین حقوق بشر، وصفتی است غیر انسا نی.
و......
لازم بتذکر است ،که نباید اصول تعبدی وجزمی ولایتغیر این نوع اعتقادات را با معنویت پاک وادبیات عاشقانه وعار فانه و انسان محور وسیال وجوشا ن، اشتباه نمود.
منابع ذهنی اصلاحات :
الف -آداب وسنن فرهنگ ملی در تاریخ باستان .
ایرانیان قدیم به دو اصل اساسی معتقد بو دند 1-قانون ذاتی طبیعت است2--کشاکش در ذات طبیعت راه دارد.، که مشخصا این نبرد رابین نور وظلمت می یا فتند.وانسان را چون صاحب عقل ومعرفت می دانستند، بنا براین وظیفه او بوده که در جبهه روشنائی قرار گیرد،زیرا روشنائی را بر حق می دانستند که سر انجام روح تاریکی را فرومی پوشاند ونابود می گر داند.

ودر نظامهای حاکم بر کشور که شامل روش های مد یریتی در نظام سیاسی کشورکه نمونه آن ایجا د جاده ها ووسائل ارتباطی در کشورو.... و نیزدرنظامهای حقوقی کشورکه از جمله احترام به حقوق بشر که مشخصا در لوح کورش بزرگ درج گردیده،واولین وکهن ترین سند کتبی از مراعات حقوق بشر در تاریخ جهان بوده ودر این فرمان بردگی لغو گردیده،که بزرگترین افتخار برای کشور ما محسوب می گردد.ونیز خواستها ودعاها ی کورش است جهت حفظ مملکت از دروغ وخشکسالی ودشمن. وهمچنین اعتقاد به یک پیکر بودن تمام انسانها و دعوت به نیکی وراستی و...وبر این مبنا معتقد بودند،"زنیرو بود مرد را راستی زسستی کژی آید وکاستی
ب-ذهن وعقل وخرد جمعی
ذهن وعقل : در مقام اختیارواراده و انتخاب وفکر کردن وبرنامه ریزی وکسب علم ومعرفت ودرک مفاهیم وانتقال آنها وکشف روابط بین پد یده ها می باشد.وبمثابه تمایز انسان است با سایر جا نداران.
بنا براین آ نچه را که انسان تا با مروز بان دست یافته، ازقبیل نظم وآهنگ وقانون در جامعه ونیز هنر وعلم وموسیقی وفنون و نجوم وعلوم پزشکی وروانشناختی وجامعه شناختی و........همگی حاصل وجود همین ذهن وعقل می باشند.
در نزد تمامی جانداران در هستی اصل بر تا ثیر پذیرفتن است از دنیای محسوسا ت ،وعکس العمل مناسب است بلحاظ طبیعتش در مقابل آنها. ولی انسان با داشتن عقل وذهن در مقابل محسو سات ،علاوه بر تا ثیر پذیری، قادر است ،ابتدا نسبت به شناسائی آنها با توجه به مفاهیم ومعلومات خود وپیشینیان ونیز استفاده از روابط علی حاکم بر پد یده ها ونتیجه گیری های علمی ومتنا سب اقدام نماید، واین شناخت را نیز به معلو ما ت خود وبر خرد جمعی جامعه اضافه نماید .وبدین ترتیب تمدن وفرهنگ امروز ایجادگرد یده است.
لازم به ذ کر است که ذهن وعقل در انسان همیشه قادر به شناسائی پیرامون خود نبو ده اند ،وچون نمی توانسته اند که علت بعضی از پدیده ها را بداند ،بدین سبب مجبور گشته اند وارد دنیای غیر محسوس خود نیز گردند.وبخشی از اعتقادات واصول های جزمی وتعبدی راتا ئید نموده اند. پس آنچه که عقل وخرد جمعی زمانی بعلت جهل در شناخت علت ها؛ موانعی ایجاد نموده ، پسبا گذشت زمان وآگاهی از آن علت ها قادر خواهد بود ، نسبت به حذ ف آن از موانع اصلاحات اقدام نماید.
خرد جمعی نیز در بستر تکاملی خود زمانی ازاین مسیرها عبور کرده،واز سد این اصولها گذ شته ،ونکات مبهم وتاریک رابهتر می داند ، وقادر خواهد بود مجددا از آن عبور نماید.وبطور کلی خرد جمعی حاضر نخواهد بود دنیای انبساطی خودرا با دنیای منقبض وبسته سابق خود عوض نماید ودیگر اینکه هیچگاه نمی توان زمان را به قبل بر گرداند.
ج-علم ودانش
علم: آن قسمت از دانش بشری است که پس از ارائه طرح ونظر ، از آزمایش نیز گذ شته و نتیجه مورد نظر،  جواب داده وآن طرح ونظر بعنوان علم، ثابت وتجربه گردیده ،وانسان به ان شناخت پیدا کرده وپس ازآن این علم می تواند بصورت وسیله رفاهی انسان در آید ویا بطور کل باعث گردد که انسان بهتر بتواند جهان پیرامون را ببیند و به آن آگاه تر گردد ،وعواملی که موجب فساد در انسان ویا در جامعه می گردد، آنها را بشناسد، وبهتر بتواند با آنها مبارزه نماید، ودر هر صورت علوم وفنون می توانند افق زندگی انسان را روشنتر نمایند
علم ودانش نه تنها قابل نقض ونفی نیست ،بلکه هر اشکال ونقصی که داشته باشد، در بستر طبیعی وتکامل خود ،آن نواقص را بر طرف می نماید.وهر اصل ویا نظری که مخا لف و یا ضد آن باشد،مردود وباطل ،وبمرور زمان محو خواهد شد.
د-اعلامیه جهانی حقوق بشر
در دهم ماه دسامبر 1948 میلادی(19 آذر1327 )مجمع عمومی سازمان ملل متحد آن را به تصویب رساند.ودر تعقیب ان مجمع از همه کشورهای عضو خواست که متن اعلامیه رامنتشر وموجبات پخش ان رادر مدارس ومراکز تربیتی فراهم نمایند.

اگر چه اعلامیه از نظر حقوقی یک قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد است، ولی اصول واهدافی رابرای جامعه جهانی مشخص می نماید ،که حقوق انسا ن ها را بطور وضوح بیان نموده ،ووظایف دولتها را جهت احقاق این حقوق مشخص کرده است .
این اعلامیه شامل 30 ماده می باشد .
در چهار ماده اول، آ زادی های اسا سی و طبیعی انسان را از قبیل اینکه انسان آزاد بدنیا می آید،واز لحا ظ حقوقی انسا نها همه باهم برابر هستند ،واصل بر انسان بودن است و شرایط وموقعیت وامکانات ومکان تولد هیچ گونه حقی را برای اشخاص ایجاد نمی نماید. اصل بر مساوات زن ومرد است،بردگی را لغو وهر گونه داد وستد انسان را بعنوان برده ممنوع می نما ید.
مواد 5 الی 12 تکالیف قانون ودادگاهها رااز نظر شناختن حقوق وحیثیت انسانها ونیز وضعیت قضائی وحقوقی آنها را مشخص می نماید، از قبیل اصل بر بی گناهی اشخاص است . ونیز اصل بر قانونی بودن جرم ومجازات است.

مواد 13 الی 20 حقو ق اشخاص رااز نظر انتخاب محل زندگی وتابعیت وتشکیل آزاد خا نواده وهمچنین حقوق مالکانه وانتخاب فکرو وجدان ومذهب ویا تغییر آنهاو..
ماده 21 اساس ومنشا قدرت وحکومت رااراده مردم می داند ، واصل را بر انتخاب آزاد می داند ،بمنظوردخا لت در اداره امور عمومی کشور خود .وهرکس حق دارد با تساوی شرایط بمشاغل عمومی نائل آید.
مواد22 الی30 حقوق اشخاص را از نظر داشتن امنیت وانتخاب شغل ورابطه بین کار کردن ومزد مناسب که زندکی اش را تامین نماید، واشخاص می توانند برای دفاع از منافع خودبا دیگران اتحادیه تشکیل دهد ودر اتحادیه ها شر کت نماید.وبطور کل تکالیف حکومت ها را از جنبه تامین امنیت وکاروبهداشت وبرقراری نظم اجتماعی جهت آزادیهای مقرر در این اعلامیه وآموزش وپرورش رایگان که مربوط به دوران ابتدائی واساسی است اعلام می نما ید.

۱۳۹۱ تیر ۲۸, چهارشنبه

ارمغان سقوط نظام بشاراسد(حزب بعث) در سوریه!

سقوط نظام ضد مردمی بعث در سوریه که به یک چهره مضحک وضد انسانی منطقه ای نظام ولایت فقیه تبدل شده است؛  مصادف است،  با بحران عظیم اقتصادی وسیاسی واجتماعی حاکم بر کشورمان؛ ومی تواندو باید، در ادامه به شروع قیام سراسری در کشور مان تبدیل گردد، واین شروع باید همزمان صورت گیرد وهمانطور که در مقاله های"ملت عزیز ایران ونافرمانی مدنی جواب می دهد" گفته شد؛ توده های مردم آماده پیگیری از مطالبات به حق خود هستند، واین بار حرکت آزادیخواهی ملتمان در حوزه خواست های طبقات متوسط جامعه متوقف نخواهد ماند.
وبا توجه با اینکه جامعه جهانی با وجود نظام ولایت فقیه در کشورمان همخوانی ندارد،  وهماهنگ نمی باشد، این قیام در کشورمان  همانا می تواند برایند بخشی ازخواست های ملی با خواست های جهانیان گردد، خواست های جهانیان در این قسمت که برای جنبش داخلی مورد احترام است مبارزه با تروریسم ونفی بنیاد گرائی ومقید شدن واحترام به قوانین جهانی وداخلی است ودر این قسمت جنبش ما با خواست جهانیان پیوند می خورد؛  ودر قسمتی که به ملت ایران مربوط است ، حاکمیت مردم وآزادی های احزاب ومطبوعات ومذاهب وادیان است وبهره برداری مساوی از امکانات کشور برای تمامی اقوام وملیتهاست.

۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه

جبهه های مبارزاتی مردم ووظیفه نیروهای اپوزیسیون


تمام نیروهای مقابل ومخالف نظام که در شرایط کنونی خواهان تغییرویا اصلاح آن می باشند را اپوزیسیون می نامیم.حتی نیروهائی که در دهه های گذشته جزو نظام بوده اند وامروز خارج ازنظام هستند.چون نظام سیاسی حاکم بر کشور ایران یک نظام توتالیترومطلق اندیش وجزمی است،  بنابراین تمامی نیروهای سیاسی موجودرااعم از اصلاح طلب ومعاند ودگراندیش وچپ ها و...را مخالف و دشمن می بیند؛ وهیچ فرقی بین آنها نمی گذارد، ونمونه مشخص آن این است که می بینیم نظامیان وابسته به نظام ولایت فقیه هرروز جا پای سیاستمداران سابق می گذارند؛ وامکان بازگشت هیچ یک از سیاستمداران سابق به داخل نظام وجود نداشته و ندارد!

اساساانحصار طلبی در امور اقتصادی وسیاسی ومطلق اندیشی واستبداد وسرکوبگری مردم و مخالفین بشرح بالا وواپس گرائی نظام ولایت فقیه موجب پیدایش اپوزیسیون در طیف وسیعی در جامعه گردیده،  بحدی که اکثریت قریب باتفاق مردم جامعه امان را تشکیل می دهد! که بر این مبنا تعداد احزاب ونمایندگان سیاسی که این طیف وسیع را راهبری می نمایند؛ ویا داعیه آن را دارند با توجه به استبداد حاکم نیز زیاد وخارج از فهم وتصور مردم بوده ، وقدری مسئله ارتباط وراهبری را برای آنها در این شرایط مشکل نموده واز این چالش موجود نیروهای مزدور ولایت فقیه به تاسی از نیاکانشان بهترین استفاده را می برند. که این مشکل اساسا ریشه در نظامهای استبدادی در طول تاریخ کشور داشته ، ونظام فعلی هم که فرزند خلف آنهاست، با همان برنامه وسیاق منتها به شکل دینی آن عمل می نماید؛

وبرای محو چالش موصوف ویا حداقل کم کردن آن؛  بهترین راه،  نزدیک شدن تمامی همه این گروهها حول محور سه اصل اساسی  زیر بعنوان اصول پذیرفته شده همه آنهاکه تقریبا تمامی مطالبات مردم را پوشش می دهد،  ونیز تبئین جبهه های نبرد مردم با نظام ولایت فقیه می باشد.که همین گروههای سیاسی بدانند در چه موقعیتی هستند وچه برنامه ای دارند.وچه تاکتیک واستراتژی را باید اتخاذکنند.وزمینه های وحدت نیز در بین آنها بر قرار گردد.

  1-ایجاد حاکمیت مردم بر کشوربرمبنای پیدایش نظام سیاسی سکولار (جدائی دین ویا هر نوع ایدئولوژی از دولت)واعمال قوانین حقوق بشر در جامعه2-آزادی احزاب ومطبوعات وادیان و..3-برابری تمامی مردم واقوام،  فارغ از هر رنگ وزبان ومذهب، دربهره برداری ازامکانات سیاسی وفرهنگی واقتصادی درکشور.

الف:جبهه های سیاسی

 

یکی از اصلی ترین وظایف نیروهای اپوزیسیون این است که باید از جبهه های مبارزاتی مردم  شناخت دقیق وعلمی داشته باشند وبتوانندنسبت به راهبری وهدایت وپشتیبانی کامل مادی ومعنوی جبهه های ایجاد شده، اقدام نمایند.

1-جبهه اصلی مبارزه که بطورحتم در داخل کشوراست .( جبهه رویارویی با نظام سرکوب گر وغارتگر ولایت فقیه است )هدایت وراهبری بخشی ازمردم بطورعمده در این جبهه  بعهده رهبران جنبش آزادیخواهی مردم می باشد که در این مقطع آقایان موسوی وکروبی وسایر رهبران سیاسی شایان توجه است؛؛  وباید آنچه را که آنها  تشخیص می دهند، اطاعت شود.

وبخشی هم بعهده سایر احزاب وسازمانهای مشخص که نزد مردم شناخته شده هستند از قبیل مجاهدین وفدائی ها و.... 

2-در خاورمیانه ودر جبهه های عراق وسوریه ومصر و.(که با ایادی ولایت فقیه وارتجاع در منطقه در نبرد هستیم)بلاخص در سوریه که مرزها مشخص است ؛

3-در جبهه های نبرد دراروپا وآمریکا وسایر کشورهای آسیائی (که با دستهای پنهان ولایت فقیه وسایر نیروهای ارتجاعی همان مناطق در نبرد هستیم )که توسط نیروهای آزادیخواه کشورمان که معتقدبه تحقق بخشیدن به سه اصل فوق هستند؛ راهبری و بطور مستمر ادامه دارد ؛ هرکدام بسهم خود تاکتیک واستراتژی مناسب را تشخیص می دهند.وبه آنها عمل می نمایند.

وبر تمامی ملت ایران لازم است که به تشخیص سیاست آنهاواتخاذ تاکتیک واستراتژی تمامی نیروهای سیاسی کشورمان احترام گذاشته ومواضع را تقویت کنیم.ودر صورت امکان بجمع مبارزاتی آنها با حفظ هویت خود به پیوندیم.

ب:جبهه های فرهنگی وعلمی

این اصل را بایدبدانیم که ما با عنوان نیروهای آگاه جامعه ، به افزایش علم وآگاهی مردم اهمیت بدهیم وهیچ گاه حق نداریم از جهل مردم استفاده ببریم؛ برعکس نیروهای ضد مردم که تنها از جهل مرم سود می برند ودشمن علم وآگاهی مردم هستند.چون سعادت وآرامش مردم در دانائی وهوشیاری بیشتر مردم است. 

1-در داخل وبا توجه به اینکه تمامی مطبوعات وسینما ورادیو وتلویزیون وانتشارات کتب ونشریه و..در اختیار کامل ولایت فقیه می باشند؛  ونظام سرکوبگراز آنها تا آنجا که در توان دارد در جهت تحمیق مردم استفاده می کند،وتلاش نظام دیکتاتوری ولایت فقیه بر جلوگیری از اطلاع رسانی وآگاه شدن مردم می باشد،پیچیده ترین جبهه مبارزاتی ما را تشکیل می دهد چون امر آکاهی است که همیشه حرف اول را خواهد زد.و نیروهای مردم که در این جبهه اصلی حضور دارند باید علی رغم وجود نیروهای امنیتی وحراستی و..بتوانند در پوشش های خبری مرزهای مردم وغیر مردم را روشن کنند وبا استفاده از ادبیات پر رمزو سمبولیک وقوام یافته ما در طول تاریخ این مهم را انجام دهند.

2-در دانشگاهها ومراکز آموزش عالی ؛ که نظام با توجه به اینکه با متشکلترین نیروی سیاسی جامعه مواجه است، بیشترین سرکوب را انجام می دهد.این سنگر کاملا در جهت منافع مردم است ودشمن ذاتی نظام ولایت فقیه ؛ این سنگر حقوق مردم را تبیین ونوید بهترین ها را به مردم می دهد ودر این سنگر است که نظام متحجر ولایت فقیه کاملا مرده است وحرفی برای گفتن ندارد.چون نظام ولایت فقیه مدافع کثیف ترین دورههای تاریخ بشر (دروره برده داری است)است وعلم ودانش نوید حاکمیت مردمی ونظم وقوانین حقوق بشری وراحتی را به مردم می دهد.وبهترین برگ برنده ما دراین سنگر  تولید می شود.

3-در خارج وبا استفاده از اماکانات ماهواره ای که تقریبا تمامی اطلاع رسانی را بعهده دارد ونظام فریبکار ولایت فقیه هم  تلاش دارد با استفاده از همین امکانات نسبت به مخدوش نمودن مواضع آنها وتشویش افکار مردم ونیز سرگرم نمودن آنها و..خلا صه هر اقدامی که منجر به بی خبر ماندن مردم باشد عمل نماید.

ج-جبهه مجازی وهر سنگر غیر علنی که امکان رویت آن مقدور نباشد.

این قسمت نیز چنانچه ما اصول مبارزاتی مان را رعایت نکنیم نظام ولایت فقیه خواهد توانست، تمامی سنگرهای مارا در این فضا فتح نماید.(با توجه به اینکه ما مواضع آنها را نمی دانیم وآنها مواضع ما را می شناسند)وباید کاملا رعایت نظامات سیاسی ومبارزاتی را بنمائیم.تا مزدوران نتوانند با چهرهای متفاوت مارا فریب دهند.

واین اصل بدیهی را باید بدانیم که ، در نهایت نقیض این نظام ضد انسانی قدرت را بدست خواهد گرفت.