Follow by Email

۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه

تاریخ معاصر مجاهدین خلق

البته این مقال قصد اثبات ویا نفی هیچ نظام فکری را که بلحاظ تاریخی ضرورت نموده را ندارد ،وهمانطور که در قسمت دوم این مجموعه عرض کردم ،شرایط تاریخی واجتماعی در نزد هر قوم وجامعه ای وحافظه تاریخی آنها،ضرورت پیدایش جریان فکری خاصی را ایجاد خواهد کرد.بنا براین هیچ کس حق ندارد در مقام  ابطال جریانهای فکری که ایجاد شده وضرورت می نموده،  بر آید ؛مگر در مقام نقد آن نظام فکری؛ وتنهامنظور از این بررسی نائل شدن به عوامل پیدایش نگاه مجاهدین به هستی وتاریخ وجامعه وانسان است که خود یکی از موتورهای محرکه ایجاد نظام سیاسی فعلی حاکم بر کشورمان گردید.می با شد.

بنیانگذاران مجاهدین خلق ،اعضا وتربیت یافتگان نهضت آزادی ایران  بودند ،که نهضت آزادی خود منشعب شده از جبهه ملی ایران بود،  وتقریبا اولین پایه گذار جریان ملی مذهبی در تاریخ معاصر ایران بودند .




ظهور تفکر مجاهدین بعد از سرکوب  اعتراضات مردم در خرداد 1342که  توسط حاکمیت صورت گرفت ،بوقوع پیوست .وعکس العملی بود به حرکتهای خود بخودی مردم وکشتار آنها که در نهایت معمولا به انفعال سیاسی مردم در کشور می انجامید؛وبحث هدایت وراهبری اعتراضات مردم را در وجود یک تشکیلات سیاسی ودر ادامه نظامی  دیدند.





مجاهدین در شرایط جهانی جنگ سرد بین دو اردو گاه (سرمایه داری وسوسیالیسم ) قدرتمند حاکم برجهان ،ومتاثر از آنها ؛دین اسلام وایمان به آن را بعنوان تنها مکتب ناجی وراهبر مردم کشورمان پذیرفتند ،که می تواند مردم را به سمت جامعه بی طبقه توحیدی هدایت نماید ،وبر این مبنا  فعالیت سیاسی تشکیلاتی خودرا آغاز نمودند.



بشرح زیر در ابتدا نقیضی در این نگاه به مردم وجامعه وهستی  پنها ن بود ،وبطور مختصر به چند مورد از این نقیض ها اشاره میکنیم.:



1-ادیان ابراهیمی ،همگی باستناد کتب تورات واناجیل وقران همگی زندگی حقیقی را دنیای پس از مرگ می دانند ،وزندگی دنیوی را بازیچه ای طفلانه و..... که بطور مثال مراتب مندرج است در سورهای حدید 20مومنون 83ویونس 7و8ونیز خطبه 28 نهج البلاغه فیض الاسلام!!.وامید به وعده های پس از مرگ نیز مبنا ومبادی اخلاق در جامعه می گردد ،ومتا سفانه قانون واخلاق ،یکی می شوند ،وزندگی پس از مرگ تعیین کننده زندگی دنیوی.



که این موضوغ را با اهداف یک سازمان سیاسی که وظیفه اصلی اش تنها راهبری زندگی دنیوی مردم بسمت جامعه ای عاری از ظلم وستم وازاد وبرابرو..می باشد، در نقیض است.



2-دین مجمو عه ای است ،از احکام وقوانین شریعت ،که اجرای آن لازم است وهرگونه شک وتردید ،بی ایمانی تلقی می گردد،ومو من کسی است که ،بدون هیچگونه شکی احکام وقوانین شریعت را به پذیرد وعمل نماید،که بخش اعظم قران نیز در رابطه با مومنان بشرح فوق می باشد.وحضور عقل وعلم وتجربه و.. در حوزه دین به هیچ عنوان قابل جمع نیست ،چون هریک از اینها می تواند موجب شک وتردید وابطال در ان احکام وقوانین ایجاد نماید.



واین امر هم با بنای یک تشکیلات سیاسی که می بایست بر عقل وعلم وتجربه استوار باشد در نقیض می باشد.



3-اساس دین برانقباض ذهن وهستی ونیز بر توحید استوار است ،که مستند آنها هم آیات مکرر قران ومخصوصا خطبه 18 نهج البلاغه فیض الاسلام و...میباشد .که در یک جامعه مذهبی ما تنها به یک مفتی نیاز مندیم ،ویک رای واراده،



ولی اساس مطالبات سیاسی مردم که لازم است ، چندین سازمان سیاسی آنرا راهبری  کنند ، بر تکثر آرا وخواستهای بی نهایت مردم استوار است ،که در این مورد بخصوص هم  می بایست تمام سازمان های سیاسی صرفا انبساطی عمل کنند ،ویک سازمان انقباضی تنها همان طالبان می شود ،ولاغیر.



البته این نوشتار نه در جهت تائید کشتار مجاهدین توسط خودکامگان بی هویت در سال 54 است که آنها باید خود از این تشکیلات با ذکر دلائل و. .خارج می شدند، نه آن کشتاری را مرتکب شوندکه خود موجب پیدایش بخش مهمی از این نظام ولایت فقیه (هیولا) در کشورگردید.
بامید پیروزی ملت ایران وبر قراری حاکمیت مردم ونفی هرگونه حاکمیت فردی وگروهی.





هیچ نظری موجود نیست: