Follow by Email

۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه

برای مبارزه با نظام ولایت فقیه (هیولا)چه باید کرد؟قسمت5

نقدی بر تاریخچه حزب توده ایران

درسال 1917 میلادی ودر  کوران جنگ جهانی اول در کشور روسیه که یکی ازاعضای تشکیل دهنده جبهه متفقین علیه متحدین بود ،بلشویکها توانستند ،برهبری لنین حکومت تزارها را منقرض ،واولین دولت سوسیا لیستی را در بزرگترین کشور جهان (بلحاظ جغرافیائی )مستقر نمایند.


با ایجاد کشور شوراها در روسیه ،وشکست آلمان در جنگ جهانی اول جبهه جدیدی در مقابل نیروهای غرب برهبری انگلستان ایجاد گردید.کشورهای غرب که با قوانین اقتصاد آزاد ولیبرال اداره می شدند ،همگی خودرا در این مبارزه سهیم دیدند ،نیروهای غرب وبلاخص انگلستان برای کمک رسانی به نیروهای ضد انقلاب در روسیه تنها راه خود را از کشور ایران که در همسایگی جنوبی روسیه قرار داشت ،دیدند .که این بستر موجب گردید ،جریانهای متمایل به سوسیالیسم هم در ایران شکل بگیرد ،ویازمینه های ذهنی آن هم فراهم گردد.


وبدین ترتیب وبا پیروزی نیروهای بلشویک بر ضد انقلاب وحاکمیت حزب کمونیست در کشور روسیه بمرور دو جبهه در جهان ایجاد شد ،1اردوگاه سوسیالیسم برهبری اتحاد جماهیر شوروی 2اردوگاه سرمایه داری برهبری انگلستان ودر ادامه آمریکا


سال 1320حزب توده ایران توسط بنیانگذاران اولیه اش ودر زمان اوج قدرت استالین در شوروی ودر جنک جهانی دوم اعلام موجودیت کرد.


حزب توده با پذیرش اندیشه های حزب کمونیست شوروی خود را کاملا در همان جبهه سوسیالیسم دید ،وتمام اعمال ورفتار وبیانیه های آن حزب را بر حق وخود را مقید به آن نمود.ودر مقابل جبهه غرب  را دشمن دانست .


.این موضوع بحدی برای حزب توده اهمیت داشت که چنانچه بین منافع ملی ومنافع حزب کمونیست شوروی تضاد وجود داشت منافع حزب کمونیست شوروی در نظر گرفته می شد.ومنافع کشور می بایست قربانی گردد ونمونه های فراوانی داریم ازاین موضع گیری ها ،ازجمله سرکوب حزب دموکرات آذر بایجان وکردستان که با فریب قوام صورت گرفت ویکی هم دشمنی با محمد مصدق تا روز 28 مرداد1332و.....!!!!.


حزب توده بسرعت توانست بین تودهای روشنفکر واهل قلم نفوذ یابد ،وهمین ضدیت ها را القا نماید.وروشنفکر ها هم که معمولا سر پل ارتباطی با مردم هستند همین اندیشه ها را منتقل نمودند.وطوری شد که هر کس خواست اظهار فضل نماید وخود را جزو جامعه روشنفکری اعلام نمایند تنها کافی بود چند فحش ونا سزا به کشورهای غرب ودسیسه ها وتوطته های آنها را بیان نماید.که می توانست قسمتی از آنها هم توهم وغیر واقعی باشد.


واین جو بوجود آمده دو ضرر اساسی وجبران نا پذیر برای کشور ببارآورد: ا-رشد سریع نیروهای متحجر وواپس گرا که تنها تمدن غرب را نیستی خود می دیدند ،واین فضای ضد غربی را وسیله رشد خود دیدند ،که متا سفانه به مرگ تعدادی از بزرگان علم وادب و سیاست ما از جمله احمد کسروی ودکتر فاطمی و...انجامید.


2-بی توجهی وتنفر به دانش وفنون وادبیات وسیاست در غرب که این خود مانع از گسترش علوم وفنون ورشد دموکراسی وایجاد احزاب در جامعه گردید.


این تلاش حزب توده تنها به رشد نیروهای عقب مانده گردید واین ضدیت کور وهستریک نیز که سالها بعد از انقلاب هم مورد تائید حزب توده در کشور بود ادامه یافته وباز تنها موجب استفاده نیروهای مرتجع در جامعه گردیده که صاحبان قدرت سیاسی ونظامی واقتصادی(هیولا) در جامعه می باشند.

هیچ نظری موجود نیست: